سيد جعفر سجادى
مقدمه 13
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
اشعرى به ظواهر سنت و كتاب مراجعه مىكند و آن را وافى به مقصود مىداند و از تأويلات معتزلى و انطباق آيات و اخبار با اصول عقلى بيزار است بر خلاف آنچه معتزله كردهاند البته پيروان نحله اشعرى فلسفه مىآموختند و آن را از ضروريات كار خود مىدانستند لكن هدف آنها از فلسفه آموزى رد بر شبهات و عقايد معتزله بوده است و بدين طريق در تاريخ فلسفه اسلامى نخستين دستهء متشكل كه با اصول عقل و فلسفه بدشمنى و مبارزه برخاستند اشعريان بودند . ( رجوع شود به شوارق ص 8 - 4 . ) اما اماميه يعنى پيروان تشيع هيچ گاه با فلسفه دشمنى نورزيدند و در عقايد كلامى ظاهرا حد اعتدال را برگزيدند اينان گويند اساس دين اسلام بر فلسفه است اقبه عقيدهمند بودند كه بسيارى از اصول فلسفى بوسيلهء ائمه معصومين بنا نهاده شده است و بما رسيده است و بالاخره نوعى از فلسفه ايمانى و يا فلسفه الهى را پذيرفتهاند و بر همين اصل است كه در بسيارى از اصول اعتقادى پيرو معتزله شدهاند . متكلمان و اصحاب فقه و حديث اشارت رفت كه علم كلام ابتدا از نظر اصحاب فقه و حديث امرى نامطلوب بود و اصول كلامى را بدون چون و چرا مردود مىدانستند و بدعت به حساب مىآوردند . و بر اين بودند كه مسائل اعتقادى مذهب تعبدى است ، نبايد مورد جر و بحث عقلى قرار گيرد چه رسد به مسائل فرعى شرعى و احكام عبادى و معاملاتى ، با اين وصف از همان ابتداء ظهور اسلام و حتى در زمان حيات حضرت رسول ( ص ) شبهاتى بوسيله مسلمين و يا لااقل كسانى كه به ظاهر مسلمان بودند و يا منافقين و همچنين ارباب ملل ديگر كه با اسلام دشمنى آشكار داشتند در بسيارى از اصول دين وارد ميشد . چگونه مسائل كلامى پايهريزى مىشود بطورى كه از منابع تاريخى فهميده مىشود ، پس از اينكه پيامبر اسلام مبعوث به نبوت شد آئين بزرگى را اظهار كرد و بناى نوينى بريخت . از اطراف و نواحى مختلف و كشورهاى دور و نزديك كسانى به سمت وى روى آوردند ، بويژه آنگاه كه از مكه به مدينه مهاجرت كردند و تا حدودى شهرت يافتند دانايان يهود و نصارى كه در جزيرة العرب بودند ، به مدينه ، آمدند . خود يا مأمورينى كه برمىگزيدند و مسائلى را مطرح ميكردند بناچار مىبايست پاسخى به آنها داده مىشد . بنا بر اين مسائل كلامى يكى از ضروريات طبيعى و قهرى دين اسلام است كه از به دو ظهور اسلام مورد توجه واقع مىشود . بديهى است كه بعد از رحلت حضرت رسول اين گونه مسائل حادتر شد ، بويژه كه در داخل اسلام اختلاف شديدى ظهور كرد كسانى كه در زمان حيات پيامبر خاموش بودند ، بمبارزه برخاستند و دواعى خود را به طرق